الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )
226
أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )
او آشكار شد با پيامبر به مخالفت برخيزد ، و [ راهى ] غير راه مؤمنان در پيش گيرد ، وى را بدانچه روى خود را بدان سو كرده واگذاريم و به دوزخش كشانيم ، و چه بازگشتگاه بدى است . » اين آيه پيروى از سبيل مؤمنين ( راه و شيوه و منش مؤمنان ) را واجب مىكند . و هرگاه مؤمنان بر حكمى اجماع كنند ، همان سبيل ايشان است و بايد از آن پيروى نمود . نقد : ظاهر اين آيه ، چنانكه غزالى نيز يادآور شده « 1 » ، آن است كه هركس با پيامبر بجنگد و با او به مخالفت پرداخته و از شيوهء مؤمنان در همراهى و يارى رساندن به او پيروى نكند ، خداوند او را به آنچه روى خود را بدان سو كرده واگذارد و به دوزخش كشاند . بنابراين ، آيه ربطى به حجيت اجماع ندارد . سنت : در روايات متواتر آمده است : « لا تجتمع امّتى على الخطأ ؛ امت من بر خطا متفق نمىشوند . » بنابراين امت اسلامى از خطا و گمراهى معصوم بوده در نتيجه ، اجماعش مانند سخن معصوم مصدر تشريع مىباشد . نقد : اوّلا : اين روايات متواتر نيستند . ثانيا : اين روايات برفرض صحت ، معصوم بودن اتفاق كلّ امت اسلامى را بيان مىكند نه خصوص اتفاق فقها يا اهل حلّ و عقد در برههاى از زمان را ، چه رسد به خصوص فقهاى معروف از فقهاى گروهى خاص ( اهل سنت ) ! ! عقل : صحابه هرگاه از روى قطع به چيزى حكم كنند ، قطع ايشان حتما مستند به دليل قطعى است و هرگاه تعداد ايشان به حدّ تواتر رسد ، عادتا محال است قصد كذب داشته و يا اشتباه كرده باشند . و هرگاه تابعان و تابعان تابعان به آنچه صحابه قطع به آن دارند ، يقين كنند ، عادتا محال است كه همگى بر خطا رفته باشند . نقد : اوّلا : اگر توسط اين اجماع ، سخن معصوم دانسته شود ، بىشك حجّت
--> ( 1 ) - المستصفى ، ج 1 ، ص 111 .